تبليغاتX
عـــــشــــق پـــنـــهــــان

عـــــشــــق پـــنـــهــــان

عشق - سرگرمی - داستان - اس ام اس -

تبریک

بعد از یک فصل کابوس وار و نا موفق در لیگ ایران برای

استقلال تهران ، این بار با هنر ژنرال قلعه نوعی و همت

 بازیکنان آبی دل ،دیروز آسمون فوتبال ایران آبی تر از

همیشه شد و استقلال قهرمان جام حذفی ایران با

شایستگی تمام شد

 

 

 

 

به همه استقلالی های گل گروه از طرف خودم

وعلی عزیز  این قهر مانی رو تبریک میگم وامیدوارم

 با حضور آبی تر در لیگ قهرمانان آسیا خاطرات درخشان

 پر افتخارترین تیم ایران در آسیا تکرار

تکرار بشه

 

اینم یه عکس از قهر مانی ابی پوشان عزیز

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 16:45  توسط نسیم سحر  | 

اس ام اس های جدید

سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم

من دوباره برگشتم البته هنوز امتحانام تموم نشده اما گفتم فکر می کنید خیلی بی وفام پس اومدم تا خودم هم یه آپ کنم از پریای عزیزم که در این مدت نبود من به وبلاگ رسیدگی می کردنند خیلی ممنونم

ما که بی معرفتی نکردیم پس شما هم با معرفتتون یه نظر بدین تا ما هم روحیه بگیریم

دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند وبلام منو با اسم << عـــشــــق پــــنــــهــــان >> لینک کنند و به من خبر بدن تا من نیز اونا رو لینک کنم

زن : عزيزم ! يادته روز خواستگاري وقتي ازت پرسيدم چرا مي خواي با من ازدواج کني ، چي گفتي ؟
شوهر : آره ، خوب يادمه ، گفتم : مي خواهم يک نفر را در زندگي خوشبخت کنم.
زن : خوب ، پس چي شد ؟
شوهر : خوب ، خوشبخت کردم ديگه.
زن : کيو خوشبخت کردي ؟
شوهر : همون بيچاره اي رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!


اولي : امان از دست اين زنها ! زنم تمام دارائي ام را برداشت و رفت.
دومي : خوش به حالت ! زن من تمام دارائي ام رو برداشت و نرفت !


اهل دانشگاهم رشته ام علافي‌ست جيب‌هايم خالي ست پدري دارم حسرتش يك شب خواب ! دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب . اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره ! خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي ‌كاريست من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند مرد تاجر خوب است و مهندس بي‌كار وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست ! ((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)) بايد از آدم دانا ترسيد ! بايد از قيمت دانش ناليد !  و به آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم


کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد روي دل هاي حقــــــيقي نقــــــش کرد


رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن ، ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن ، دوست داري بشکني قلب پريشان مرا ، دل شکستن کار آساني است حرفش را نزن


آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي مي كنيم ، آن زمان كه دوستمان مي دارن لجبازي مي كنيم و بعد براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم


گويند غروب جايي است كه آسمان زمين را مي بوسد . زمين من باش تا هر دقيقه غروب كنم


زندگي دو نيمه است نيمه اول آرزوي نيمه دوم ، و نيمه دوم حسرت نيمه اول ، پس يادت باشه شايد چيزي كه امروز داري آرزوي فردات باشه


يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم



نگاهم كرد پنداشتم دوستم دارد ، نگاهم كرد در نگاهش بوي عشق را خواندم ، نگاهم كرد دل به او باختم ، نگاهم كرد زندگي را به او دادم ولي بعد ها فهميدم كه فقط نگاهم مي كرد


يا علي زهرا خريدار من است ، بي علي آتش سزاوار من است ، با علي زينب دعايم مي كند ، بي علي شيطان صدايم مي كند



خداوند هميشه بهترين دوست ها رو به انسان مي ده پس اگر اين غمي رو كه بمن داده از نظر او بهترين دوسته باهاش خوشم


آدمك آخر دنياست بخند ، آدمك مرگ همين جاست بخند ، دست خطي كه ترا عاشق كرد ، شوخي كاغذي ماست بخند . آدمك خر نشوي گيره كني ، كل دنيا سراب است بخند ، آن خداي كهبزرگش خواندي ، بخدا مثل تو تنهاست بخند


عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 1:26  توسط نسیم عشق  | 

زندگی

 
خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

******************************************
خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

******************************************
خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

******************************************
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 21:31  توسط نسیم سحر  | 

پریا (نسیم سحر)

سلام علی جان

امیدوارم حالت خوب باشه غرض از مزاحمت این بود که میخاستم بهتون

 بگم با خیال راحت به درسو مشقت برسچون من اینجام  هروز یا

 یک در میان آپ میکنم  بعد که روفوزه شدی نگی هی فکرم پیشه

 وبلاگم بود خلاصه از من گفتن شوخی میکنم برایت ارزوی موفقیت دارم بدرود                             

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 20:36  توسط نسیم سحر  | 

اس ام اس

یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبتpirate*


غضنفر شب عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته به زنش میگه : خانواده می دونن اینجایی




غضنفر دره يخچالش خراب مي شه واسش پرده مي زنه

تو را به جاي همه كساني که نمي‌شناختم دوست مي‌دارم تو را به جاي همه روزگاراني که نمي‌زيسته‌ام دوست مي‌دارم براي خاطر عطر گستره‌ي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم براي خاطر برفي که آب مي‌شود، براي نخستين گل، براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي‌رماندشان تو را به جاي همه كساني که دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي‌دارم


بزار خيال كنم هنوز ترانه هامو ميشنوي هنوز هوامو داري و هنوز صدامو ميشنوي بزار خيال كنم هنوز يه لحظه از نيازتم اگه تموم قصمون, هنوز ترانه سازتم بزار خيال كنم هنوز پر از تب وتاب مني روزا بفكر ديدنم , شبا پر از خواب مني



فرق پير دختر با پير پسر:
- اولي موفق نشده ازدواج كنه ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه hee hee


انواع بوسه: 1.بوس صورت : دوست داشتن 2. بوس پيشاني : آرامش 3.بازو‌: شوخي كردن 4.لب : عاشق بودن 5. گردن : نياز داشتن



عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني درد و محنت در درون ... عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن ...


يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه ۲۵ توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين۲۵ توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

 
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو


به یه نفر میگن که با مناجات جمله بساز میگه: مونا جاتو انداختم بیا بخواب



یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش silly



 

كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت

 زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها


اداره راهنمایی رانندگی قزوین جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است

کیسه کوچک چایی ، تمام عمر ، دلباخته لیوان شد ، ولی هر بار که حرف دلش را می زد ، صدایش در اب جوش می سوخت . کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را اهسته گفت . لیوان سرخ شدsad

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند. سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد


دل شکستن چاره اش سنگ نيست اين دل ما با نگاهي سرد نيز ميشکند


سه چیز در زندگی اموختم:از عشق رسوایی/از دوست بی وفایی/از شب تنهایی



اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم

1
2
3
4
5
6
7
8
تا کی می خوای بشماری بیشتر از اینا می خوامت


اگه نيوتن قبل مرگش چشماي تو رو مي ديد معني حقيقي جاذبه رو مي فهميد.prayingprayingprayingpraying

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 20:1  توسط نسیم سحر  | 

دعوت به همکاری

تا اطلاع ثانوی وبلاگ آپ نمی شود امتحانا شروع شده باید یکم هم به درسا رسید اولین آپ روز 31 خرداد مگه اینکه پریا جون زحمت بکشه آپ کنه

از تمامی عزیزانی که مایلند در کار وبلاگ نویسی با ما همکاری کنند دعوت می شود تا با معرفی خود در قسمت نظرات با ما مکاتبه کنند

دادن یک راه تماس الزامی است

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 14:10  توسط نسیم عشق  | 

حرفای زیبا

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي
 اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي
 اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي
 اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره
 اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

+++++++++++++++

 +++++++++++

+++++++

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی فقط یه بار نگاش کنی

به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطر اون میزنی

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 0:7  توسط نسیم عشق  | 

نامه ی عاشقانه

با من چه کردی ای اشنای غریب و ای غریب اشنا؟ با من چه کردی که اینگونه از دیار خود کوچیدم و در اغوش عشق خزیدم؟با من چه کردی که پشت پا زدم به هر انچه که میخواستم و فقط تو را برگزیدم؟با من چه کردی؟لحظه ای نگاهت را به چشمانم ببخش مهرت را به قلبم و حضورت را به لحظه هایم تا با تمام وجود تو را و حضورت را حس کنم و مست عشق شوم اوای مهر را که نواختی مسحور شدم وقتی به سویم امدی با کوله باری از عشق با سبدی از گلهای سرخ لبخند با یک دنیا صداقت با یک جهان وفا و با بیانی سرشار از کلمات عاشقانه ی زیبا...عاشق شدم و تو را یافتم و از همه چیز گسستم تو گنجینه ی عشق را در دل و یاقوت لبخند را بر لب داشتی و من چشم بستم بر انچه خیر تو بوده.اه ای غریبه با من چه کردی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 21:18  توسط   |